آیا واقعاً میشه با کمک اینترنت یه کسب و کار سودرسان ساخت؟ آیا واقعاً کسب و کار دیجیتال نتیجه میده؟
صدالبته که بله. اما مهم اینه که شما راهوچاهش رو بلد باشید و قدمبهقدم و اصولی جلو برید.
ما تو این مقاله قصدمون اینه که این راهوچاه رو به شما یاد بدیم. بنابراین بدون شعار و اغراق و زیادهگویی، از چرایی راهاندازی کسبوکار آنلاین شروع میکنیم و بعد سراغ مراحل عملیاش میریم و از تحقیق بازار تا بازاریابی آنلاین توضیح میدیم باید چیکار کنید.
پس اگر دارید فکر میکنید که کسب و کار آنلاین میارزه یا نه و اگر میخواید بدونید از کجا باید شروع کنید و چه اشتباهاتی رو نباید مرتکب بشید، این راهنما دقیقاً برای خود شما نوشته شده.
چرا کسب و کار آنلاین راه بیندازیم؟
به چند دلیل بدیهی:
- شما با کسب و کار آنلاین، هم هزینۀ شروع و سرمایۀ کمتری نیاز دارید و هم اساساً کمریسکتر شروع خواهید کرد. یعنی اگر ایدۀ شما جواب بده سود خوبی خواهید برد و اگر جواب نده، ضرر کمتری.
- شما با کسب و کار آنلاین، به بازار نامحدودی دسترسی دارید که در مقایسه با کسب و کار سنتی، فقط محدود به محله یا شهر نیست.
- شما با کسب و کار آنلاین، از نظر مکان و زمان آزادید. بنابراین یه انعطافپذیری بالا برای زندگی شخصی دارید و میتونید همینطور از خونه، کافه یا هرجایی کار کنید. حتی حین سفر.
- شما با کسب و کار آنلاین، میتونید خیلی دقیق رفتار مشتری رو تحلیل کنید و برپایۀ تحلیل دقیق دادهها دست به تصمیمگیری بزنید. درنتیجه با حدس پیش نمیرید و براساس آمار و عدد میفهمید چی فروش میره و چی نه.
- شما با کسب و کار آنلاین همگام با آینده جلو میرید. منظورمون از آینده رفتار مشتریانه که طی سالهای اخیر تغییر کرده و بیشتر و بیشتر به سمت خرید آنلاین اومده.
دلایل قانعکنندهایه، نه؟ اگر موافقید، پس بریم سراغ اینکه چطور میتونیم چنین کسب و کاری راهاندازی کنیم و از کجا باید شروع کنیم.

مرحله اول: تحقیق بازار
راهاندازی یه کسب و کار آنلاین نیازمند اینه که شما درک کاملی از بازارتون داشته باشید. شما باید بدونید قراره چه بازاری رو هدف قرار بدید تا بهتر بتونید افرادی رو پیدا کنید که مخاطب شما هستن: یعنی همون افرادی که قراره بیان و از شما خرید کنن و به رشد کسب و کارتون کمک کنن (به این افراد تو علم بازاریابی میگیم Lead یا «سرنخ»)
بنابراین به این دقت کنید که تحقیقات بازار هدفش شناخت نیاز مشتری، نقاط اتصال اون مشتری با برند شما و راهحلهای مد نظرشه. تحقیق بازار به شما کمک میکنه تا بتونید این نیازها رو برآورده کنید.
چطور تحقیق بازار انجام بدهیم؟
اولین قدم اینه که یه درک خوبی داشته باشیم از مشتریهای حال حاضر و مشتریهای آیندمون. بنابراین میایم و مشخص میکنیم مشتریانی که میخوایم تارگت کنیم کیا هستن: چند سالشونه، اهل کجان، جنسیتشون چیه، درآمدشون چقدره، شغلشون چیه و اساساً چه نیازهایی دارن. مقالۀ طراحی پرسونای مخاطب میتونه تو این مسیر بهتون کنه.
بعد از اینکه این موارد رو مشخص کردیم، نوبت میرسه به اینکه راجع به چندتا موضوع تحقیق کنیم. هدف این بخش اینه که یه درکی از «فرایند تصمیمگیری مشتری» پیدا کنیم تا بهتر بتونیم نسبت بهش موضع بگیریم. این موضوعات عبارتند از:
- بازار هدف ما با چه چالشهایی طرفه؟
- چرا مشتری داره دنبال این محصول یا خدمات میگرده؟
- مشتری ما نگاهش به قیمت این محصول یا خدمات چیه؟
- چه فاکتورهایی روی تصمیمگیری مشتری برای خرید تأثیر میذارن؟
- رقبای ما توی این بازار هدف کیا هستن؟
اما چطور و از چه طریقی باید به این سوالها جواب بدیم؟
یه راه انجام مصاحبه است. حالا چه به صورت آنلاین و چه به صورت محیطی یا تلفنی یا هر جور دیگهای، بریم و مصاحبه کنیم با افراد. برای مثال میریم و از افراد میپرسیم، از چه طریقی سرچ کردی تا به این محصول برسی؟ برات مفید بود؟ وقتی داشتی گوگل میکردی، چه کلمهای نوشتی؟ (که خب، چرا راه دور بریم؟ هزاران دادۀ این شکلی رو یه ابزاری مثل میزفاتولز تو کمتر از چند دقیقه به ما میده).
یکی دیگه اینه که تحلیل رقبا انجام بدیم. مثلاً بریم و ببینیم گزارشها و اطلاعیهها و منابع عمومی رقبا چیان. یا مثلاً بیایم و با استفاده بعضی ابزارهای تخصصی، ببینیم کسب و کار رقیب داره رو چه استراتژیهای کار میکنه، چه تصمیماتی میگیره و چه نگاهی اصلاً به بازار داره. یا مثلاً بریم و روی کلمات کلیدی هدفشون تحقیق کنیم که توی مقالۀ تحلیل کلمات کلیدی رقبا مفصل توضیحش دادیم.
البته یه سری روش پیچیدۀ دیگه از جمله Market Segmentation هم هست که بهتره یه متخصص براتون انجامش بده اما کاری هم نیست که شما نتونید انجامش بدید خودتون. توی این نوع تحقیق هدف اینه که ما بیایم و مثلاً کل مشتریان رقیب رو تقسیم کنیم به گروههای جزئی. مثلاً اگر فرض بگیریم دیجیکالا رقیب ماست، حالا بیایم و روی «گروه مشتریان مواد غذایی»، «گروه مشتریان ابزار دیجیتال»، «گروه مشتریان لباس» و غیره کار کنیم. هر کدوم از اینا هم که به همین ترتیب میتونن جزئیتر بشن.
پس به این ترتیب، میتونیم تحقیقات بازار انجام بدیم. بعد از این تحقیقات بازار نوبت میرسه به مرحلۀ بعدی که همون چیدن برنامۀ کسب و کار یا بیزنس پلنه.
بینش میزفا دربارۀ تحقیق بازار
یه موضوعی که ما طبق تجربه باهاش دستوپنجره نرم کردیم اینه که این بحث تحقیق بازار میتونه چالشبرانگیز باشه. چون معمولاً چندتا سناریو رو زیاد میبینیم:
1) بعضیها اصلاً تحقیق بازار رو انجام نمیدن و عجله دارن قبلش سایت بیاد بالا. اگر شما اصلاً تحقیقات بازار انجام ندید یا سرسری انجامش بدید، حجم زیادی از مشتریان بالقوه رو از دست میدید و چه بسا اصلاً مسیر اشتباهی رو برید. بنابراین بدیهیه که حتماً باید با این مرحله شروع کنید.
2) بعضیا چون سابقۀ زیاد و تجربۀ خیلی ارزشمندی در بازار آفلاین و یا پلتفرمهای غیروبسایتی دارن، خودشون رو از قبل مرجع تحقیق میدونن. اگر شما صرفاً به دانش و تجربۀ خودتون اکتفا کنید، هر چقدر هم که غنی باشید، بازم یکنفر یا یکزاویهاید. تحقیق بازار باید با توجه به «تمامی زوایای ممکن» انجام بشه. گذشته از این، ما بهترین زاویه هم نیستیم چون همهمون یه سری باور کلیشهای هم داریم برای خودمون. مثلاً فرض کنید من بیام و برپایۀ درکم به شما بگم که مخاطبان من همه مردن و استراتژی بره سمت مردان درحالیکه چهبسا اعداد و ارقام ابزارها بهم نشون بدن که نه اتفاقاً! یا برای مثال، آمار و ارقام و مشاهدۀ علمی به ما نشون میده مسیر خرید آفلاین خطیه (مشتری میبینه، میخره) درحالیکه مسیر خرید مشتری آنلاین زیگزاگه! و کلی مثال دیگه. (البته اینم بگیم که بازار به بازار متفاوته. مثلاً بازار محصولات سنتی (مثلاً گز یا زعفران یا برنج)، معمولاً همونطور که از اسمش پیداست بیشتر میشه رفتار کلیشهای توش دید تا بازاری مثل سرمایهگذاری و طلا و لباس).
3) بعضی پروژهها بلافاصله اهمیت این بخش رو متوجه میشن و از همون اول، بودجه و زمان مشخص و کافیای بهش اختصاص میدن. این ایدهآلترین حالت ممکنه.
4) بالا گفتیم ایدهآل. ایدهآل یعنی چی؟ یعنی یه چیزی که در همۀ شرایط و همیشه امکانش نیست. مثلاً ممکنه برنامۀ زمانی یا میزان سرمایۀ ما اجازه نده یه تحقیق بازار کامل انجام بدیم. شاید حتی وسواسهای شخصی ما و کمالگراییهامون بیان و بخوان که ماهها این فرایند رو طولش بدن. و کلی مصداق دیگۀ این شکلی. اینجا ما پیشنهادمون همون ضربالمثل «سنگ بزرگ، نشونۀ نزدنه»ست. اگر سنگ تحقیق بازار کامل خیلی بزرگه برامون، بیایید سنگ کوچیکتری بردایم که بتونیم بزنیمش. مثلاً به همون تحقیق بازار کلمات کلیدی اکتفا کنیم و فعلا یه درک کلیای از بازار پیدا کنیم، بعدتر بریم سراغ بخشبندی و مصاحبه و سایر روشهای دیگه. به خصوص، به کسبوکارهای کوچیک ما پیشنهادمون همینه. یا کسبوکارهایی که محصولات محدود دارن و مثلاً صرفاً محصولات ارگانیک تولید میکنن.
مرحلۀ دوم: داشتن بیزنس پلن اولیه
اجازه بدید مرحلۀ دوم رو با یه سوال شروع کنیم. آیا شما حاضرید بدون یه نقشه یا چک کردن جی پی اس، دل به جاده بزنید و سفر کنید؟ طبیعتاً خیر. همین قضیه راجع به کسبوکار هم صدق میکنه. بدون داشتن نقشه و پلن اولیه، هیچ بیزنسی نمیتونه شروع به کار کنه و موفق بشه. بنابراین میتونید قبل از هر چیزی با دو سوال اساسی شروع کنید:
- برای اینکه به سود برسم، باید چیکار کنم؟
- چطور قراره برای رسیدن به این سود، از عهده خرجهای ضروریای که وسط مسیر پیش میاد بربیام؟
البته نباید حین فکر کردن به این دو سوال وسواس زیادی به خرج بدیم. اکثر تلاشهایی که برای راه اندازی کسبوکار جدید میشه، دقیقاً تو همین نقطه شکست میخورن. شما فقط نیازه در پاسخ به این دو سوال واقع گرا باشید. هر مسئلۀ دیگهای قابل حله.
بنابراین، تحقیقات خودتون رو همون طوری که بالا گفتیم انجام بدید و بودجه و سرمایهای که دارید رو محاسبه کنید. اینم متوجه باشید که برای راه اندازی کسب و کار آنلاین شما نیازی به یه سرمایه هنگفت و عجیب و غریب ندارید.
نتایج به دست اومده رو روی یه صفحه کاغذ یادداشت کنید. این برگه بیزنس پلن اولیۀ شماست و دست کم توی یه سال اول فعالیتتون یکی از مهمترین راهنماهاییه که میتونید داشته باشید.
بیزنس پلن پیشرفتهتر
بیزنس پلن البته میتونه خیلی پیشرفتهتر از اینی باشه که ما توضیح دادیم. برای مثال شما باید اول یه شرحی از کسب و کارتون بدید. بعدش پتانسیل بازار رو اضافه کنید که از مرحلۀ اول بدست آوردید. بعدش باید تحلیل رقبا کنید. بعدش باید بدونید محصولات و خدماتتون چیا هستن و دقیقاً شرحشون بدید. بعدش باید بتونید یه درک کلی از استراتژی بازاریابیتون رو مکتوب کنید. بعد اطلاعات مالی رو بیارید. بعدش فرهنگ سازمانی و همکاران و در نهایت هم یه سند کلی خلاصه که همۀ این موارد توش ذکر شده. نمونۀ این سند رو میتونید تو این لینک (اگر برید پایین یه فایل ورد خواهید دید) ببینید که یکی از همکاران فارسی زبان درست کرده و میشه ازش ایده گرفت یا مستقیم استفاده کرد.
طبیعتاً اللبته توی چیدن بیزنس پلن پیشرفته نیاز به مشورت دارید و شاید بهتر باشه به صورت تیمی عمل کنید یا سعی کنید از یه مشاور کسب و کار، مشاوره هم بگیرید.
مرحلۀ سوم: انتخاب اسم
این مرحله، مرحلۀ مهمیه. اسم برند شما باید اسم خوبی باشه. یعنی باید در حافظۀ مخاطب و مشتری بمونه و اصطلاحاً برندپذیر (brandable) باشه. البته این به این معنا نیست که باید یه چیز کامل و استثنایی و حتی انتخابی بینظیر باشه یا از کلمات من درآوردی مثل گوگل (میدونسید که «گوگل» یه کلمۀ مندرآوردیه؟) و … استفاده کنین.
اما شما قراره بارها و بارها این اسم رو تکرار کنید و همچنین قراره نامک یا URL دامنه سایت شما هم همین باشه. منظور از نامک یا URL همون آدرس اینترنتی شماست که توی موتورهای جستجو (مثلاً یاهو یا گوگل) بالای صفحه میآد. مثل تصویر پایین:

بنابراین میشه گفت که چند اصل رو باید راجع به اسم برند به خاطر داشته باشیم:
- دوستش داشته باشین: احتمالا این مهمترین ویژگی اسم برنده. شما قراره دست کم برای چندین سال، هر روز با این اسم سروکار داشته باشید. بنابراین، حتماً باید اسمی دوستداشتنی باشه. اینطور بگیم که تا خودتون مثل بچهتون دوستش نداشته باشین، مشتری هم دوستش نخواهد داشت.
- منحصر به فرد باشه: قانون اصلی اینه که وقتی شما این اسم رو در گوگل جستجو کنید، کسبوکار دیگهای با این اسم پیدا نشه. بنابراین لطفاً اساساً سمت این ایده نرید که یه اسم رندوم رو بردارید و آخرش یه «کالا» اضافه کنید و حالا منتظر باشید که بشید دیجیکالا.
- ساده، برندپذیر و به یاد موندنی باشه: به هر بابت، مخاطبان باید این اسم رو به مرور بشناسن و به یاد داشته باشنش، نه؟
- عبارت .com رو به بهش بچسبونید: داشتن .com باعث میشه کسبوکار شما جدیتر به نظر برسه. اگر البته بنا بر علت خاصی میل دارید از .ir در اسم دامنه خودتون استفاده کنید، منعی وجود نداره. منتهی تجربه میگه اولی بهتره.
راهنمای انتخاب اسم
- از تکنیک طوفان فکری استفاده کنید و کلمات، مفاهم، ایدهها، باورها و هر چیز دیگهای که به تصویر، وایب، احساس، خدمات یا محصولی که شما ارائه میدید مربوطه رو بنویسید.
- حالا سعی کنید بر اساس کلماتی که بعد از طوفان فکری نوشتید، یه بار دیگه همین پروسه رو تکرار کنید.
- کلماتی که به دست آوردید رو توی گوگل جستجو کنید. موارد تکراری رو حذف کنید (مخصوصاً اگر ربطی به فضای کسبوکار شما ندارن) تا به چند اسم نهایی برسید و از بینشون یکی رو انتخاب کنید.
- مطمئن بشید که میتونید با این اسم خرید دامنه انجام بدید.
نکات اضافی راجع به اسم برند
- تصور کنید که اسم برندتون با یک لوگوی بزرگ روی تابلویی توی خیابون نصب شده. چطوریه؟
- اسمت برندتون رو روی یه تیشرت تصور کنید. چطوریه؟
- اسم برند خودتون رو بلند بگید: «سلام من فلانیام از [اسم برند]». چه احساسی به شما میده؟ سعی کنید وضعیتی رو مجسم کنید که قراره به تلفنی جواب بدید. چطوریه؟
- گزینههایی که باید از بینشون اسم برندتون رو انتخاب کنید رو با دیگران مطرح کنید و مشورت بگیرید.
- میتونید فوراً اسم رو انتخاب نکنید و اجازه بدید برای یه مدت بمونه. آیا بعد چند روز دوباره هم نظرتون اینه که این اسمی که میخواید انتخاب کنید، بهترین ایده است؟
مرحلۀ چهارم: خرید دامنه
دامنه آدرسیه که افراد توی مرورگر وارد میکنن تا وارد سایت شما بشن. درواقع اگر بگیم سایت شما یه خونهست، دامنه آدرسشه (عکس بالا).
اسم دامنه فوقالعاده مهمه. این یعنی درواقع شما باید بودجه کافی برای دامنه کنار بذارید. ما برای میزفا از دامنه .com استفاده کردیم. بسته به اینکه کسبوکار شما چیه، ممکنه لازم باشد همونقدر که ممکنه اسم خود کسبوکارتون رو به کار میبرید، اسم دامنه رو هم به کار ببرید. بنابراین هر چی بیشتر زمان و هزینه صرف اسم دامنه کنید نتیجۀ بهتری هم میگیرید.
در حال حاضر از طریق سایتهای ثبت خرید هاست و دامنه میتونین اقدام به این کار کنین. کافیه همین عبارت رو گوگل کنید تا بتونید در اسرع وقت با یکی از این فروشندگان ارتباط بگیرید. اگر هم نیاز به مشورت داشتید، راحت باشید و همین زیر برامون کامنت بذارید یا باهامون تماس بگیرید. رایگان راهنماییتون میکنیم از کی و کجا و چطور و با چه مبلغی دامنه و هاست بگیرید.
نکته دربارۀ تمدید دامنه:
یه نکتهای که باید اینجا اضافه کنیم، بحث تمدید دامنه است. برای دوستانی از ما که با این حوزه خیلی آشنا نیستن و جدید اومدن، باید بگیم که نیازه شما بعد از مدتی (مثلاً یک سال) دوباره هزینه بدید تا دامنه رو تمدید کنید.
و مهمه که پس توی برنامه بذارید و مثلاً حداقل دو هفته قبل از منقضی شدن دامنه، تمدیدش کنید. چرا؟ چون ممکنه یه نفر دیگه و مثلاً یه رقیب یا دلال دامنۀ شما رو بخره و در اون صورت، باید یا سراغ بحث قانونی برید و یا مستقیم با قیمتی خیلی بیشتر ازش پس بخریدش.
مثلاً ما مشتریای داشتیم برای بخش مشاوره سئو که ایشون یادش رفته بود دامنه رو تمدید کنه. شخص دومی دامنه رو خریده بود و حالا که این مشتری عزیز ما باهاش تماس گرفته بود، قیمتی حدوداً 20 برابر از قیمت اولیه روی دامنه گذاشته بود.
درنتیجه این مشتری ما هم بلافاصله رفته بود سراغ یه خرید یه دامنه دیگه و خب، این هم خیلی استراتژی درستی نبود. چرا؟ چون اعتبار دامنۀ اول بیشتر بود و حالا شبیه این بود که باید همه چی رو از اول شروع میکرد. درحالیکه اگر روی تقویم گوگلش یه آلارم میذاشت، کار اصلا به اینجا نمیکشید.
مرحلۀ پنجم: اکانتهای فضای مجازی
پیدا کردن اسم دامنه خوب سخته. هرچی نباشه 30 سالی از اومدن اینترنت میگذره و خیلی از اسمای خوب رو از قبل برداشتن. البته به این نکته هم باید توجه کنیم که از این جهت که ما در ایران زبانمون انگلیسی نیست و فارسیه، به مراتب آزادی عمل بیشتری برای انتخاب اسم برند و دامنه داریم.
و خب، اگر اسمی پیدا کردید که نمونه مشابه نداره توی گوگل، به احتمال زیاد توی فضای مجازی (اینستاگرام و تیک تاک و توئیتر و یوتیوب و آپارات و …) هم مشابهی نداره. اما اگر هم وجود داشته باشه، شما باید در مرحله اول تمام تلاشتون رو کنید تا این اکانتها رو به دست بیارید و مثلاً بخرید از طرف. درواقع اکانتهای فضای مجازی شما به اندازۀ دامنه وبسایتتون مهم نیستن، اما به هرحال ارزش این رو دارن که براشون تلاش کنین و چه بسا توی استراتژی بازاریابی به کارتون بیان (در ادامۀ مقاله توضیح میدیم).
(داخل پرانتز بگیم که آقای صدری، مدیر عامل میزفا، همیشه به مشریانمون میگفت دامنه مثل اینه که تو زمینی که خودمون خریدیم خونه بسازیم. فضای مجازی مثل اینه که بریم تو زمین یکی دیگه خونه بسازیم: خوبه، مفیده، سودآوره ولی بازم زمین، زمین یکی دیگه است.)
شما تو همین اول کار میتونید تعیین کنید که چه قدر قراره واسه فضای مجازی انرژی، بودجه و هزینه بذارید. میتونید صرفاً اکانت بسازید و برای خودتون نگهش دارید (ما پیشنهاد میکنیم حتی اگر نمیخواید فعالیت کنید باز هم این کار رو انجام بدید)، میتونید فعالیت کنید و مخاطب جذب کنید و یا اطلاعات منتشر کنید و پست بذارید. حتی میتونید از فضای مجازی برای به پرموت کردن محتواهایی که روی سایت تولید کردین هم استفاده کنید. انتخاب به این موارد به خود شما بستگی داره و اینکه چه بیزنس پلنی دارین.
فعلاً در مرحله اول بازم تأکید میکنیم که یا اکانت بسازید یا اگر کسی از قبل ساخته، سعی کنید این اکانتهای مشابه رو در دست بگیرین.
مرحلۀ ششم: هویت برند بسازید
هویت برند هم خیلی مهمه. هویت برند رنگها، تصاویر و لوگوهاییه که مشتری به برند شما ربط میده و وقتی به برند شما فکر میکنه، به یادشون میاره.برای مثال اگر همین الان به برند کوکاکولا فکر کنید، چی به ذهنتون میاد؟ رنگ قرمز و سیاه، بطری فلزی یا شیشهای، نوشابه گازدار، لوگوی قرمز و فونت شکسته (عکس پایین) و شعارهای معروفش.

Creator: Ralf Roletschek
Copyright: © Ralf Roletschek
شما همیشه میتونید در طول مسیر به تکمیل هویت برند بپردازین و نیازی نیست که همون ابتدای کار طرح 100 درصد کاملی از اون داشته باشید. یعنی عین اسم برند نیست که حتماً باید همهچی رو همون اول کار انجام بدید.
درواقع، بر خلاف اسم برندتون، هویت برند چیزی ثابتی نیست و شما میتونید در آینده دوباره روش وقت بذارید و از اول شروعش کنید. درواقع نیاز نیست هیچ زمان کامل باشه حتی! صرفاً همین که هویتی داشته باشید کفایت میکنه. همیشه فرصت برای بازبینی هویت برند داریم و درواقع هر برندی این کار رو چندباری در طول فعالیتش انجام میده.
همینه که مفهومی تحت عنوان ریبرندینگ داریم و خب، توی مقالۀ دیگهای حتماً مفصلتر بهش خواهیم پرداخت.
مرحلۀ هفتم: اکانت مدیریت کسب و کار بسازید بسازید
تو این مرحله باید فکری برای همکاری و کار تیمی کنید. بنابراین پیشنهاد ما اینه که برید سراغ نرمافزارهای مدیریت کسب و کار. مثلاً میتونید ترلو و یا میزیتو استفاده کنید که امکانات خوبی هم برای پیش بردن پروژه و کسب و کار بهتون میدن.
قراره از این ابزارها استفاده کنید تا بتونید مثلاً یه تقویم کاری منظم داشته باشید و تسکنویسی کنید و حتی بتونید ارتباطات برندتون رو بررسی کنید.
درواقع، خیلی ساده و شفاف بگیم که دورۀ پرونده درست کردن و پوشهبندی و اینا به اتمام رسیده. حالا شما فضاهای ابریای دارید که میتونید همه چیز رو در لحظه توشون ثبت کنید و باید این کار رو بکنید.
به این ترتیب، تمام جزئیات کاری شما قابلبررسی میشه و همه چیز عین ساعت جلو میره. هیچ کاری عقب نمیمونه و هیچ مرحلهای از قلم نمیافته. گزارشهای ماهانه دقیقتر استخراج میشن و اگر کسی جدید به مجموعه اضافه کنید، به یه نگاه متوجه میشه که از کجا شروع کردید، چه برنامهایی رو دارید جلو میبرید و چه هدفی در پیش دارید.
این بخش، یکی از اون بخشهاییه که تا چندین سال باهاش درگیرید و تقریباً منبع اصلی ثبت و بررسی تمام تحلیلها است. بهتره بهش به یه چیزی شبیه میزکار نگاه کنید منتهی با دهها مزیت دیگه.
مرحلۀ هشتم: طراحی وبسایت
وبسایت شما میتونه کوچیک یا بزرگ باشه. برای مثال اگر فریلنسر هستین، یه چند صفحه و یه لینک به نوشتههاتون کافیه. شاید هم اطلاعات تماستون رو بخواید اضافه کنید که بتونید پروژه بگیرید.
اگر هم کسبوکار فروشگاهی دارید و میخواید محصولات و خدماتتون رو برای فروش ارائه بدید، خب قاعدتاً نیازه تا سایت بزرگتری تأسیس کنید. فعلاً، در هر صورت، تمرکزتون باید روی یه وبسایت ساده و بنیادی باشه.
برای این کار میتونید از یه طراح سایت کمک بگیرید. طراح به شما میگه سایت اختصاصی یا سایت وردپرس براتون بزنه و شما هم بنا به نیاز و بودجهای که دارید توضیحاتی دربارۀ کسبوکارتون بهش میدید. اون هم فکر میکنه و بر اساس نظرات شما یه طرح اولیه بهتون میده. شما این طرح رو بازبینی میکند و بعد به یه تصمیم نهایی میرسید. رفتهرفته سایت طراحی میشه و شما نهایتاً طی چندبار چک کردن، همون چیزی رو تحویل میگیرید که مدنظرتونه.
البته که پیشنهاد ما اینه اگر کسب و کار کوچیکی هستید، برید سراغ وردپرس چراکه از قبل آماده است و هزینۀ زیادی برای شما نداره. خیلی هم کارآمده و تقریباً تمام نیازهای شما رو بدون کوچکترین ایرادی پوشش میده. اگر هم طراحی ویژهتری مدنظرتونه یا به گزینههای ویژهای فکر میکنید، خب برید سراغ وبسایت اختصاصی که یه خرده هزینهاش بیشتره.
فقط یه نکته که هست اینه که حتماً قبل از اینکه طرحی به طراح بدید یا براش توضیحی بدید، حتماً برید و یه جستجوی شخصی کنید و چندتا وبسایت پیدا کنید که شبیه به ایدۀ شما هستن. حتماً این وبسایتها رو به طراح نشون بدید و بذارید یه نمونۀ عینی اون وسط باشه. خیلی زیاد ما دیدیم که یه کارفرمایی صرفاً طرح ذهنیشو برای طراح گفته و حالا هم طراح برپایۀ برداشت خودش طرحی زده که اصلاً از نظر کارفرما رضایتبخش نبوده. درنتیجه فقط هزینه و اتلاف انرژی داشتیم از هر دو طرف. بنابراین این بخش تعامل با طراح رو حتماً جدی بگیرید.
همینطور پیشنهاد میکنیم با یه تیم سئو هم مشورت کنید و توی جلسه قرارداد طراحی، حتماً بذارید که توضیح بده چه مواردی برای سئو رعایت بشه. هرچند که طراحها خودشون باید اینو بدونن اما خب به هر حال کار از محکمکاری عیب نمیکنه.
مرحلۀ نهم: کارت بیزنس چاپ کنید
این مرحله رو گذاشتیم اینجا که هم یه ذره فان باشه و خستگیتون رو درببره و هم حالا در قالب همین شوخی، یه نکتهای هم اضافه کنیم. خب، باور کنید به محض اینکه کارتون رو شروع کنید، راجع بهش با هر کسی که میبینید صحبت میکنید: تو تاکسی، تو خیابون، تو جمع فامیل، تو کلاس و دانشگاه و حتی تو دیت. پس هر کسی که باهاش راجع به کسبوکارتون صحبت میکنید، میتونه یکی از این کارتای شما رو داشته باشه (به جز اون مورد دیت که خب اینکار رو اگر کنید میگن رد فلگید و واقعاً هم رد فلگه:/). میتونید روی این کارت، شمارۀ تلفن و صرفاً اسم برند خودتون یا سایتتون رو بنویسید.
مرحلۀ دهم: استراتژی بازاریابی آنلاین
خب اگر از یه سری مراحل مثل کارای اداری و مجوز و حسابداری و وکیل و کارمند پیدا کردن و غیره و غیره بگذریم، میرسیم به اصل مطلب که بازاریابیه. چون اینجا بحث ما بازاریابی آنلاین و دیجیتاله، مستقیم میریم سراغ این بخش و از بازاریابی دیگه دیگه صحبتی نمیکنیم. صرفاً لیستشون رو میذاریم اینجا که اگر خواستید خودتون دربارهشون بیشتر تحقیق کنید:
- بازاریابی سنتی (Traditional Marketing)
- بازاریابی همکاری در فروش (Affiliate Marketing)
- بازاریابی قطرهای (Drip Marketing)
- بازاریابی تعاملی (Interactive Marketing)
- بازاریابی ویروسی (Viral Marketing)
- بازاریابی عصبی / نورومارکتینگ (Neuro marketing)
خب برگردیم سر بحث بازاریابی آنلاین و اول بگیم اصلاً منظور از این مفهوم چیه چیه؟
همونطور که تو مقالۀ بازاریابی آنلاین چیست توضیح دادیم، بازاریابی آنلاین یا همون دیجیتال مارکتیگ فرایندیه که ما میایم و از وبسایت استفاده میکنیم تا «به شکلی روشمند، در زمانی درست» پیغامی به مخاطبان بفرستیم. هدف ما از این پیغام اینه که آگاهی از برندمون رو ببریم بالا (یعنی مخاطبان بفهمن ما کی هستیم و چه خدمات و محصولاتی داریم» و این مخاطبان ازمون خرید کنن تا تبدیل به مشتری بشن.
بنابراین میتونید حدس بزنید به شیوههای مختلفی میشه این کار رو انجام داد. ما چندتا از این شیوههای اصلی رو میگیم و چندتای دیگه مثل ایمیل مارکتینگ، بازاریابی مبتنی بر موبایل و اینفلوئنسرمارکتینگ و غیره که فرعیان رو فعلاً نگه میداریم تا سر فرصت تو مقالات دیگه دربارهشون حرف بزنیم.
بازاریابی محتوایی
اولین نوع بازاریابی مبتنی بر تولید محتوای ارزشمند و انتشار اون در پلتفرمهای مختلفی از جمله وبسایت، لینکدین و غیره است. این بازاریابی رو بهش میگیم بازاریابی محتوا و ما تو مقالۀ تعریف بازاریابی محتوایی و مراحل اجرای آن و همینطور تو مقالۀ چهار مرحله موفقیت بازاریابی محتوایی مفصل توضیحش دادیم. هدف این بازاریابی اینه که مخاطبان از طریق محتواهای شما اطلاع پیدا کنن از برندتون، بعد بیان و برندتون رو ارزیابی کنن و بعد هم ازتون خرید کنن.
این شیوه بازاریابی بسیار مححبوبه و طی چهار سال گذشته، کسبوکارها در حدود 70 درصد بیشتر از قبل دارن روش سرمایهگذاری میکنن (منبع). چون ارزون و به صرفه است، مخاطبا دوستش دارن و نرخ بازگشت خوبی هم داره و مهمتر از همه، مشتریان وفادار تولید میکنه.
راههای بازاریابی محتوایی (تو مقالاتی که بالا لینکشون رو گذاشتیم، توضیح این موارد هست):
- ساختن بلاگ
- محتوای ویدئویی
- کتاب الکترونیکی
- وبینار
- پادکست
- ایمیل
- اینفوگرافیک
خوبی این بخش یکی البته اینه که اگر بودجه محدود دارید، با هوش مصنوعی هم میتونید روش کار کنید.
بازاریابی شبکهای اجتماعی
مصداق بعدی بازاریابی آنلاین، بازاریابی شبکههای اجتماعیه. شما میتونید از پلتفرمهایی مثل اینستاگرام و توئیتر و غیره استفاده کنید تا آگاهی از برند رو ببرید بالا و ارتباط بهتری با مشتری برقرار کنید. اخیراً هم که اقبال فضایی مثل اینستاگرام زیاده و با یه برنامۀ درست و یه خرده کمک از اینفلوئنسرها و تولید محتوای درست، میتونید حسابی برند و محصولاتتون رو پرموت کنید.
اینستاگرام بیش از دو میلیارد کاربر فعال داره و به طور متوسط افراد بیشتر از 30 دقیقه در روز توش وقت میگذرون. توی ایران هم به همینصورت. ما تا سال 2024 حدود 40 میلیون کاربر در اینستاگرام فارسی داشتیم (منبع) برای اینستاگرام که احتمالاً طی دو سال گذشته ممکنه این عدد 20 تا 30 درصد رشد هم کرده باشه.
همین اعداد و ارقام نشون میدن که چرا ممکنه شبکههای اجتماعی از جمله اینستاگرام اینهمه برای شما کاربرد داشته باشن.
تبلیغات کلیکی
این مدل خیلی ساده و سرراسته. شما از طریق پلتفرمهای خرید کلیک، تبلیغ میدی و کاربران تبلیغت رو میبینن و اگر جذاب باشه، میان تو وبسایتت برای بازدید و خرید.
این روش معمولاً فوری جواب میده و سریع و قابلاندازهگیریه. فروش آنی رو هم به دنبال داره و از این نظر خوبه. منتهی مشکلش اینه که با توجه به هزینه زیادی که داره، گاهی اوقات به صرفه نیست. مثلاً الان اگر بخواید توی خود گوگل برای وبسایتتون تبلیغ برید، با توجه به هزینۀ دلار عملاً دچار ضرر میشید. اما شاید استفاده از پلتفرمهای ایرانی مثل یکتانت بد نباشه.
منتهی یه مشکل دیگهای هم داریم: این نوع بازاریابی، پایدار نیست. یعنی شما صرفاً تا زمانی که به قول معروف پول بدی آش میخوری. به محض قطع بودجه، خواهید دید که میزان فروش محصول و بازدید وبسایت میاد پایین. البته که اگر بشه این نوع بازاریابی رو مثلاً با بازاریابی مبتنی بر سئو که جلوتر میگیمش ترکیب کرد، نتیجۀ فوقالعادهای خواهد داشت.
بازاریابی افیلیت
این بازاریابی هم میتونه زیرمجموعۀ بازاریابی دیجیتال باشه. تو این روش شما میآید و به صورت «همکاری در فروش» با یه برند دیگه همکاری میکنید. مثلاً با اسنپ پی یا دیجیکالا همکاری میکنید و در ازای تبلیغ یا فروش محصول، بهشون درصد میدید.
این روش هم در کنار مزایایی که داره، چالشش اینه که سوددهی شما رو میاره پایین. البته که باز باید بسنجید ببینید حاضرید ریسک سرمایهگذاریهای کلانتر رو بپذیرید یا نه؟ اگر اهل ریسک نیستید، میتونید با این نوع بازاریابی شروع کنید تا صرفاً بر پایۀ فروش هزینه کنید و به این ترتیب یه خرده با اطمینانتر جلو برید.
بهینهسازی موتور جستجو
سئو خیلی خلاصه یعنی اینکه ما کاری کنیم «سایتمون توی گوگل دیده بشه و بیاد صفحۀ اول». چرا؟ چون آمارها میگن که بیشتر آدما فقط صفحۀ اول رو میبینن و به این ترتیب اگر ما صفحۀ اول باشیم، شانسمون برای گرفتن کلیک بیشتر میشه و اگر کلیک بگیریم، یعنی افراد به سایتمون سر میزنن و اگر افراد به سایتمون سر بزنن… بله! از ما خرید میکنن.
بنابراین، همینجا مثلاً متوجه شدید که اون بازاریابی محتوایی که مورد اول گفتیم، تقریباً بدون سئو امکانپذیر نیست. درواقع، اگر سایت ما سئو نشه، دقیقاً مثل اینه که یه مغازۀ بنزیم وسط بیابون: کار ما خوبه اما بازدیدی در کار نیست.
اینفوگرافیک زیر که از مقالۀ SEO چیست و چگونه کار میکند؟ ماست، درک خوبی از سئو بهتون میده. اما خب پیشنهاد میکنیم اینجا یه صفحه دیگه باز کنید و این مقالهای که لینکش کردیم تو خط قبلی رو بخونید و دوباره برگردید اینجا (زیر 5 دقیقه طول میکشه).

پس مزایای سئو عبارتند از:
- بازدید و رایگان و دائم (برخلاف تبلیغات کلیکی، توی سئو نیاز نیست برای هر کلیک هزینه بدی. خود گوگل برات کلیک میاره)
- اعمتاد بیشتر کاربران (کاربرا معمولاً به سایتهای صفحۀ اول گوگل بیشتر اعتماد میکنن)
- فروش و مشتری واقعی (کسی که بیاد و توی گوگل خودش شما رو پیدا کنه، حتماً واقعاً نیازی داره که شما میتونید رفعش کنید. بنابراین شانس خرید و تبدیلش خیلی بیشتره)
- شناخت بیشتر برند (هرچی بیشتر دیده بشی، اسمت بیشتر تو ذهن مخاطب میمونه. به این ترتیب، حتی اگر همون لحظه خرید نکنه، ممکنه بعدتر اگر قصد خرید داشت بیاد پیش شما)
- سرمایهگذاری بلند مدت (گفتیم که وقتی تبلیغ قطع بشه، بازدید هم قطع میشه. ولی اگر سئو رو اصولی پیاده کنید، مدتها نتیجه براتون باقی میمونه)
- اینباند بودن (به جای اینکه ما بخوایم دنبال مشتری بدوییم و وادارش کنیم ازمون خرید کنه، از طریق خلق ارزش میتونیم کاری کنیم که این مشتری باشه که دنبال ما میگرده تا ازمون خرید کنه)
قبل از اینکه بریم سراغ یه مثال واقعی از سئو، شاید بد نباشه حالا که مزایاش رو گفتیم، عیب یا محدودیتش رو هم بگیم: سئو زمانبره. یعنی تنها مسئلهای که داره اینه که شما قرار نیست تو سه یا شش ماه یا حتی یه سال به بهترین نتیجه برسین. (هر چند طی 6 ماه هم نتایج محسوسی خواهید دید!)
پیشنهاد میزفا: دورۀ رایگان سئو (پادکست)
راستی ما یه دورۀ آموزش رایگان سئو هم داریم که صوتیه (یعنی توی ماشین هم میشه شنیدش). حتماً پیشنهاد میکنیم یه سر بزنید بهش که کلی مثال کاربری و جالب داره. اینم بگیم که قبل از شما در حدود 30 هزار نفر ازش استفاده کردند.
نمونه از نتیجۀ سئو
از اونجایی که ما یه آژانس سئو هستیم، شاید بهتر باشه یه نمونه از کار خودمون (با حفظ محرمانگی هویت مشتری) بیاریم بلکه بیشتر آشنا بشیم با تأثیرات این نوع بازاریابی دیجیتال.
برای مثال ما پروژهای داشتیم که موضوعش «زمین تنیس» بود. کارفرما تأکید داشت که تو کلمۀ «ساخت زمین پدل» و مثلاً «ساخت زمین تنیس» رتبه بیاره. یعنی اگر کسی این کلمه رو گوگل کرد، سایت ایشون بیاد صفحۀ اول و کلیک بگیره. ما از خرداد 1404 شروع کردیم و طی هفت ماه گذشته، تونستیم این کلمه رو بیاریم رتبۀ 2 بیاریم. به تصویر زیر که تغییر رتبۀ دو ماه اخیر رو نشون میده نگاه کنید:

در حال حاضر هم (5 دی 1404) البته با کلمۀ «ساخت زمین تنیس» رتبۀ 1 رو داریم:
و این یعنی بیش از هفتاد درصد از کسانی که نیازی تحت عنوان ساخت زمین تنیس یا ساخت زمین پدل داشته باشن، اولین جایی که توی گوگل سراغش میرن ماییم. یا دستکم اینجوری بگیم که وقتی دارن دنبال این خدمات میگردن، ما (یا شما) رو هم میبینن.
این کار رو ما از طریق بهینهسازی محتوا با کلمات کلیدی و در طی یه بازۀ نیمساله انجام دادیم و نمونۀ خوبیه برای نشون دادن تأثیر سئو.
پیشنهاد میزفا برای شما
ما پیشنهاد میکنیم شما تا مراحل طراحی وبسایت رو طبق این مقاله پیش برید و بعد برای بازاریابی آنلاین روش «بهینهسازی وبسایت + بازاریابی محتوایی» رو پیاده کنید تا هم اعتبار بیشتری برای وبسایت و برندتون کسب کنید و از نظر میزان بودجه و نرخ بازگشت بودجه، عملکرد مناسبتری در ابتدا داشته باشیم.
خود میزفا میتونه در این مسیر به شما کمک کنه. بنابراین پیشنهاد میکنیم حتماً یه نگاهی به صفحۀ خدمات افزایش رتبه سایت در نتایج گوگل ما بندازید.
نتیجهگیری
راه اندازی کسب و کار آنلاین یه مسیر مشخص و قابلبرنامهریزی داره. اگر شما این مسیر رو درست و قدم به قدم طی کنید، هم ریسک کمتری خواهید کرد و کسب و کارتون نسبت به مدلهای سنتی، بازدهی بلندمدتتر خواهد داشت.
پس باید از شناخت بازار، درک رفتار مشتری و تدوین یه بیزنسپلن شروع کنید. بعدش سراغ انتخاب اسم برند و خرید دامنه و ساخت هویت برند برید. در نهایت هم که طراحی وبسایت و انتخاب یه شیوۀ بازاریابی جذاب مثل سئو. در کنار همۀ این موارد، یه مورد جالبی که یاد گرفتیم این بود که نیازی نیست از همون اول همه چی کامل و بینقص باشه: شروع درست و اصلاح مستمر به مراتب خیلی ارزشمندتر از شروع وسواسیه.
خلاصه که بازار آنلاین برای اونایی که اهل عدد و رقم و داده هستن و صبر دارن و میل به یادگیری و پیشرفت، فرصت بینظیری برای رشد ایجاد میکنه.
امیدواریم که همۀ شمایی که تا به اینجا وقت گذاشتید و این مقاله رو خوندید بتونید از این فرصت استفاده کنید.
با میزفا همراه باشید.




